نوشت به نام الحاوي و رساله‌اي در آبله و سرخك كه شاه‌كار طب اسلامي است‌. يعقوب ابن اخي‌ حِزام مؤلف رساله‌اي در پرورش اسب بود، كه حاوي برخي اشارات به فن بيطاري است‌، و نخستين اثر در نوع خود به زبان عربي است‌.
بزرگ‌ترين مترجم حنين بن اسحاق بود. او نسخه‌هاي خطي يوناني را گرد آورد، بسياري از آنها را ترجمه كرد، فعاليّت محققان ديگر را مورد سرپرستي قرار داد و ترجمه‌هاشان را تهذيب و تنقيح كرد. نقش او در زمينهٴ آثار پزشكي بسيار شبيه نقش ثابت بن قره در زمينهٴ آثار رياضي و نجومي بود. مكتب مترجمان نسطوري تحت رهبري حنين بايستي بسيار مهم بوده باشد، چون‌ در زمرهٴ كارهاي آنان ترجمهٴ سرياني بسياري از آثار بقراطي و جالينوسي ديده مي‌شود. حنين‌ شخصاً هم آثاري نوشت كه از آن ميان رساله‌اي است در چشم‌پزشكي و مدخلي بر كتاب الصناعة الطبيه جالينوس كه در قرون وسطي رواج وسيعي داشت‌. كافي است كه از ديگر مترجمان آثار طبي نامي ببرم‌: اسحاق بن حنين‌، حبيش بن حسن‌، عيسي بن يحيي‌، اصطفن بن بسيل‌، موسي‌ بن خالد، ثابت بن قره‌، يوسف خوري‌. حنين مرد بسيار بزرگي بود، ولي بيشتر محقق بود تا عالم‌ واقعي و فعاليتش كه تقريباً در نيمهٴ عصر سابق شروع شده بود، در نيمهٴ اين عصر به آخر رسيد؛ به عبارت ديگر، رازي و بتاني يك نسل پس از وي بودند. عصر حنين از 826 تا 877 دوام يافت‌، كه درست ميان عصر خوارزمي و عصر رازي واقع مي‌شود.
قديم‌ترين رسالهٴ طبي به زبان عربي مقارن اين زمان پديدار شد، اين رساله در حقيقت نوعي‌ دايرةالمعارف عامه است كه نه فقط از موضوعات طبي‌، بلكه وظايف‌الاعضا، رويان‌شناسي‌، نجوم و غيره هم بحث مي‌كند. آن را به آصف يهودي نامي نسبت داده‌اند كه هويتش مجهول‌ است و احتمالاً اثري است مأخوذ از مآخذ سرياني و عربي‌.
يك پاپيروس قبطي هم‌، كه محتوي نسخه‌هاي طبي درهم برهمي است‌، احتمالاً از محصولات همان ايام است‌. اين پاپيروس از مآخذ مصري‌، يوناني و عربي اقتباس شده و بيشتر ارزش باستان‌شناسي دارد.

8. تاريخ‌نويسي لاتيني‌، انگليسي‌، بيزانسي‌، سرياني‌، اسلامي و ژاپني‌. آناستاسيوس كتاب‌دار، تواريخ بيزانسي متعددي را به لاتيني ترجمه كرد و بدين‌ترتيب پلي را كه لازم بود ميان دو جهان‌ لاتيني و يوناني به وجود آورد، دو جهاني كه در آن زمان تا حدود معتنابهي از هم جدا شده بود. او تنها مورخ ممتاز لاتيني‌1 در آن زمان بود.
شاه آلفرد، هنگامي كه فرمان داد تا تواريخ انگليسي را تأليف و تدوين كنند و تعدادي از آثار


1 .منظورم از لاتيني‌، نويسنده به زبان لاتيني است‌. مورخي را كه به زبان فرانسه بنويسد، مورخ فرانسوي مي‌نامم‌.